تبليغاتX
فرهنگ نامـــــه
نگاه تحلیلی به مسائل آموزش و پرورش

 مافیا در آموزش و پرورش !!!

بی شک در مصاحبه ها ، در گزارش ملاقات ها و در سخنرانی ها و اظهار نظر های افراد مختلف با گرایش های متفاوت سیاسی و مذهبی خوانده و شنیده ایم که :

·        آموزش و پرورش نقش اساسی در تربیت نسل های آینده دارد .

·         معلمان سازنده آینده این آب و خاک اند .

·         نقش مهم معلمان در پیشگیری از آسیب های اجتماعی غیر قابل انکار است .

·        و ...............

و زیاد خوانده و شنیده ایم که مسئولان :

·        در کار تحول در آموزش و پرورش اند

·    ( آقای دکتر علی احمدی در زمان  سرپرستی وزارتخانه ) جلسات شور و مشورت با گروه های مختــلف جهت اشنائی با مشکلات برگزار کرده اند ( بماند که پس از اخذ رای از محلس فرموده بودند که در کوتاه زمان باقی مانده از کار دولت نهم کار اساسی نمیتوان کرد )

·         و .....       .

حال با توجه به آن چه در طول دو سه ماه اخیر اتفاق افتاده این سئوالات پیش می آید که :

·    واقعا تحول بزرگ نظام آموزش و پرورش که قرار بود اتفاق بیافتد همین بود که بنشینند برنامه ریزی کنند که سال بعد حق التدریس از آموزش و پرورش حذف شود ؟ و مدیران و معاونان نیز بایستی 6 ساعت در هفته سر کلاس حاضر شده و تدریس کنند ؟

·    بهتر نیست بجای چنین تصمیمات بچگانه و احمقانه ای مدیران رده بالا و ستادی هفته ای 6 ساعت بعنوان معلم سر کلاس های درس حاضر شده و از نزدیک با مصایب مدارس آشنا شوند ؟

·    آیا در شرایطی که گاه حدود 40 تا 50 درصد از برنامه یک واحد آموزشی با معلمان حق التدریس پر می شود باید منتظر سالی باشیم که تا نیمه آذر ماه شاگرد هست و کتاب هم هست اما معلم نیست ؟

·        آنها که مدعی مدیریت و مسئولیت هستند همین قدر می فهمند ؟

·    آیا بهتر نیست کاری به کار ابروی آموزش و پرورش نداشته باشند وقتی بخاطر ندانم کاری و حماقت دارند چشمش را هم کور می کنند ؟

·    و نهایتاً با توجه به این که رئیس جمهور محترم معتقد است در امر مسکن و اقتصاد دستهای مافیائی در کار است که نمی گذارد کارها طبق خواسته دولت خدمتگزار پیش برود . آیا بی برنامگی و نا راضی تراشی و ایجاد دلسردی در بدنه آموزش و پرورش هم محصول مافیا است ؟

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

مسابقه مشاغل شناسی

در راستای شورای نگهبان قانون اساسی، وزارت دادگستری، سخنگویی دولت، ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و موارد مشابه دیگر و برای نیل به اهداف عالیه از قبیل مشارکت فعال و حداکثری، بدینوسیله پنجره عقبی نخستین مسابقه خود را با موضوع اینکه چرا هیچ اشکالی ندارد که این طوری باشد و اصلاً مگر چه اش هست، با حضور سبز شما کاربران گرامی برگزار می کند.

جوایز این مسابقه:

·        شصت جلد کتاب معجزه هزاره سوم به شصت نفر

·        چهل عدد روان نویس سبز فسفری به چهل نفر

·    سی عدد کارت اینترنت مجانی به مدت سی ساعت صرفاً جهت بازدید از سایتهای نزدیک به دولت به سی نفر

·        بیست عدد فازمتر به بیست نفر

·        ده عدد سیم کارت ایرانسل اعتباری ویژه دارای قابلیت آنتن دهی به ده نفر

·        و جایزه ویژه یک عدد الهام بلورین به یک نفر برنده خوش شانس

1ـ چرا دکتر غلامحسین الهام اینهمه شغل دارد؟

الف. چون خیلی به خدمت علاقه دارد

ب. چون خیلی خیلی به خدمت علاقه دارد

ج. چون خیلی خیلی خیلی به خدمت علاقه دارد

د. چون خیلی خیلی خیلی خیلی به خدمت علاقه دارد

هـ. چون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی به خدمت علاقه دارد

و. چون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی به خدمت علاقه دارد

ز تا ی. ادامه دارد

2ـ آیا در مملکت قحط الرجال است؟

الف. بله

ب. به شدت بله

ج. پس چی؟!

د. گزینه الف تا ی

3ـ چرا در مملکت قحط الرجال است؟

الف. چون در دوره های قبل مخصوصاً همین دوره قبلی شایسته سالاری و نخبه پروری نبود و الان رجال شایسته و نخبه کم است

ب. چون آنها که مخالفت می کنند مرد نیستند

ج. چون آنها که مخالفت می کنند نامردند

د. همه موارد با شدت هرچه تمامتر

4ـ دکتر غلامحسین الهام چه نسبتی با دکتر محمود احمدی نژاد دارد؟

الف. نسبت معنوی دارد

ب. نسبت نسبی دارد

ج. نسبت عصبی دارد

د. نسبتی ندارد. همینطوری.

5ـ هر فرد با یک دست توانایی حمل چند عدد هندوانه را دارا است؟

الف. چهار عدد

ب. بیش از چهار عدد

ج. هرچندتا که باشد

د. گزینه ج

6ـ اگر دکتر غلامحسین الهام یکی از مشاغل متعدد خود را واگذار کند چه اتفاقی می افتد؟

الف. وقت پیدا می کند به مشاغل دیگرش برسد

ب. آسمان به زمین می آید

ج. زمین به آسمان می رود

د. اتفاقات ناجوری می افتد که برای جلوگیری از ایجاد التهاب در جامعه صلاح نیست بگوییم

7ـ سخنگوی دولت به چه معناست؟

الف. کسی که به جای دولت سخن می گوید

ب. کسی که برای دولت سخن می گوید

ج. کسی که در دولت بلد است سخن بگوید

د. کلاً کسی که سخن می گوید. دولت نکته انحرافی است

8ـ اگر دکتر غلامحسین الهام در راستای دولت سخن نگوید چه اتفاقی می افتد؟

الف. دیگر کسی نیست که سخن بگوید

ب. دیگر کسی نیست که حرفهایی را که باید زده شود بزند

ج. یک نفر دیگر باید سخن بگوید که از کجا معلوم بتواند به این خوبی سخن بگوید؟

د. مردم ممکن است مثل همین حالا نفهمند در دولت چه خبر است و ناراحت شوند.

9ـ چرا ما آدمهای بدی هستیم؟

الف. چون فکر می کنیم چند شغله بودن بد است

ب. چون فکر می کنیم

ج. چون بخیلیم

د. به علت رفیق ناباب

منبع : فردا نیوز ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

روز کدام معلم ؟

در تقویم ها ی مان 12 اردیبهشت سالهاست به نام روز معلم نامگذاری شده است . سالروز شهادت جانگداز معلمی بزرگ و کم نظیر ؛ شهید بزرگوار استاد مرتضی مطهری که امام مان فرمود « پاره تن من بود » . انسان وارسته ای که سالها به همراه همرزم فرزانه اش استاد دکتر علی شریعتی به روشنگری و جهاد در راه پرورش نسل انقلاب همت گماشت . یادشان گرامی باد .

اما لازم است به نکاتی نیز توجه کنیم :

12 اردیبهشت روز کدام معلم است و اصولا به کدام معلم باید این روز را تبریک گفت ؟

·        به معلمی که پس از تعطیلی مدرسه مجبور است جهت گذران یک زندگی معمولی به مسافرکشی بپردازد ؟

·        به معلمی که حق الزحمه ومطالبات به حق اش حکم ارثیه پدری حضرات پشت میز نشین را دارد ؟

·    به معلمی که برای دریافت حداقل حقوق مادی و معنوی اش راهی جز اعتراض و اعتصاب برایش باقی نمی گذارند ؟

·     به معلمی که در مسیر برگشت به خانه ناپدید می شود  و بی خبر از خانواده در پشت دیوارهای بلند سلول انفرادی ساعتها و روزها باید در انتظار بنشیند ؟

·        .....

آیا رفتاری که امروز با این قشر شریف می شود بجاست ؟

آنها که در امور فرهنگ و آموزش و پرورش این مرز و بوم تصمیم گیرند نمی خواهند از خواب خوش بیدار شوند ؟ آیا نتایج انتخابات مرحله دوم مجلس و حضور سرد و بسیار کم مردم نباید تلنگری باشد تا مدعیان عدالت کمی به خود آیند ؟ باید پرسید « فاین تذهبون »

در چنین روزگاری و با چنین شرایطی باید به این فکر کرد که بهتر است روزی به اسم معلم نداشته باشیم حال که چنین روزی تنها و تنها بهانه ای است برای زدن حرف های رنگی و دادن وعده های دروغ . حال که  تجمع معلمان برای بزرگداشت روزشان آنچنان هراس آور شده که بایستی نیروهای امنیتی بسیج شوند و و بزرگداشت شیخ صدوق بهانه ای شود برای محدود و محصور کردن صدای ناله ( و نه فریاد ) معلمان ؟ حال که دین و شخصیت بزرگی چون شیخ صدوق نیز ابزار شده اند برای خفه کردن حداقل صدای هل من ناصر مظلومان عرصه فرهنگ ؛ جای بزرگانی چون شهید بهشتی خالی است که فریاد زند : این رفتار ماکیاولیست هاست نه منش علویان و جای شریعتی خالی است که چنین رفتارهائی را از مصادیق تشیع صفوی بداند که تشیع علوی منزه است از هر چه مکر و حیله و دروغ و ریا .


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

31 هزار و 6 دانش‌آموز تهراني سال گذشته مردود شدند

كه 9 هزار و 934 نفر از آن‌ها را دانش‌آموزان دخترتشكيل مي‌دهند.

 

به گزارش فارس، آمار نتايج امتحانات تمام پايه‌هاي ابتدايي شهر تهران در سال 86 - 1385 نشان مي‌دهد كه از مجموع 481 هزار و 871 دانش‌آموز ابتدايي شهر تهران، يك هزار و 717 دانش‌آموز مردود شدند كه 610 نفر از آن‌ها را دانش‌آموزان دختر تشكيل مي‌دهند. بنابراين گزارش، آمار نتايج امتحانات تمام پايه‌هاي راهنمايي شهر تهران در سال تحصيلي گذشته نشان مي‌دهد كه از مجموع 304 هزار و 24دانش‌آموز راهنمايي شهر تهران، 7 هزار و 641 دانش‌آموز مردود شدند كه يك هزار و 663 نفر از آن‌ها را دانش‌آموزان دختر تشكيل مي‌دهند. آمار نتايج امتحانات سال اول متوسطه شهر تهران در سال 86 - 1385 نشان مي‌دهد كه از مجموع 120 هزار و 965 دانش‌آموز سال اول متوسطه شهر تهران، 21 هزار و 648 دانش‌آموز مردود شدند كه 7 هزار و 661 نفر از آن‌ها را دانش‌آموزان دختر تشكيل مي‌دهند. البته آمار ذكر شده بدون احتساب دانش‌آموزان بزرگسال شهر تهران است .

          منبع : http://www.asriran.com/view.php?id=41286

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

بدنبال پرتقال فروش

 

رئيس‌جمهور در يك سخنراني تاريخي ديگر، اين بار در شهر قم با نسبت دادن مشكلات اقتصادي كشور به برخي عوامل و محافل، از سوءاستفاده‌هاي گسترده اين اشخاص از امكانات عمومي خبر داد.

اگر همانند برخي كارشناسان همچون دكتر توكلي، رئيس مركز پژوهش‌ها، اين‌گونه اظهارات و نسبت دادن مشكلات به ديگر نهادها و اشخاص را فرافكني ندانيم و وجود باندهاي اقتصادي كه به سوءاستفاده از اموال عمومي مي‌پردازند را به عنوان يك باور عمومي بپذيريم، آنگاه بايد با تأمل در رخدادها و حوادث دو سال گذشته، كه موجب ايجاد درآمد بادآورده براي اين اشخاص يا مافياها شده است، صاحبان اصلي آنها را بشناسيم.

1.  با تصميم غيرمنتظره شوراي اقتصاد، تعرفه گوشي تلفن همراه، به يك باره از 4 درصد به 60 درصد افزايش يافت و قيمت گوشي تلفن همراه به شدت در بازارهاي داخلي گران شد، اما بررسي نهادهاي نظارتي نشان داد اين تصميم مسئولان اقتصادي دولت، براي برخي از اشخاص، چندان غيرمنتظره نبوده و اين فرد كه تصادفا روابط نزديكي با يكي از مشاوران رئيس‌جمهور دارد، اقدام به وارد كردن پنج ميليون گوشي تلفن همراه، دقيقا پيش از پانزده برابر شدن تعرفه كرده و درآمد دويست ميليارد توماني از آن به دست آورده‌ است. جالب آن‌كه چند ماه بعد، تعرفه گوشي به 40 درصد كاهش يافت و از آغاز سال 87، بار ديگر به ميزان 4 درصد گذشته بازگشته است.

2.  با تصميم شوراي اقتصاد در دولت نهم، سيمان بار ديگر وارد سبد حمايتي شده و با توجه به تفاوت دست كم پنجاه هزار توماني هر تن سيمان به قيمت دولتي يا‌ آزاد سالانه دست‌كم هزار ميليارد تومان رانت از صنعت سيمان كشور خارج و به جيب دلالان و واسطه‌ها كه ارتباطات مناسب با وزارت صنايع و بازرگاني دارند، وارد مي‌شود.

3.   با ارايه مجوز واردات شكر در سال 85 به برخي از اشخاص توسط وزارت بازرگاني دولت نهم، ميليون‌ها تن شكر مازاد بر مصرف، وارد كشور شد و علاوه بر آن‌كه موجب ورشكستگي برخي كشاورزان و صنايع داخلي شد، سود هنگفت و بي‌سابقه‌اي را نصيب دلالان كرد.

4.  با يك تصميم تجاري ديگر، انبوه واردات برنج پاكستاني به قيمت گران در بازار، علاوه بر آسيب زدن به كشاورزان، موجب تشديد تورم شده و ده‌ها ميليارد تومان سود را عايد واسطه‌ها كرد.

5.  با مصوبات استاني دولت، مبني بر پرداخت وام‌هايي با يارانه و درصد سود پايين به افراد، حجم مطالبات معوقه و وصول‌نشده سيستم بانكي به رقم بي‌سابقه پانزده هزار ميليارد تومان رسيده و شماري از بانك‌هاي دولتي‌، در آستانه ورشكستگي قرار گرفتند که مورد اعتراض رئيس کل بانک مرکزي نيز قرار گرفت.به عنوان نمونه، رئيس يكي از شعبات يك بانك در يكي از شهرستان‌هاي كوچك شمال كشور، چندي پيش از ارايه ده ميليارد تومان وام از سوي شعبه تحت مديريتش سخن مي‌گويد كه از ابتدا مشخص بوده به دليل محكم نبودن وثيقه‌هاي نهاده‌شده، برنخواهد گشت.از سوي ديگر، دريافت‌كنندگان وام با به‌كارگيري اين وجوه كلان دريافتي در بازار مسكن و زمين و... موجب تورم شدند.

6.   با تصميم دولت مبني بر حذف تعرفه واردات از ميوه‌هاي لوكس خارجي، علاوه بر زيان كشاورزان، درآمد هنگفتي عايد دلالان ميوه شد. اين در حالي است كه رونق بازار مافياهايي نظير چاي، دانه‌هاي روغني و پارچه در دو سال اخير افزايش يافته و به مدد واردات بي‌رويه و مصون از نظارت، سرمايه‌داران علاوه بر پرداخت حق و حقوق حاميان آنها، خود نيز به درآمدهاي نجومي رسيده‌اند.
بسياري از مردم حتي اگر بسياري از مسئولان و مقامات دولت نهم را مستحق انتقاد بدانند، آنها را داراي سلامت اقتصادي مي‌شناسند. اما اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا در اين مقطع، ايران به بهشت مافياهاي اقتصادي تبديل شده است؟ آيا چهره‌هايي كه در دولت‌هاي گذشته صاحب نفوذ بودند، قدرت تصميم‌گيري در زمان دولت نهم را دارند و يا آن‌كه قدرتمندان دولت نهم با تصميمات خود، مافياها را متمول كرده‌اند؟براي مثال، در بازار مسكن كه گفته مي‌شود توسط مافياهاي مسكن و با استفاده از وجوه بانك‌هاي دولتي دچار التهاب شده است، با توجه به آن‌كه 95 درصد اعتبارات بانكي كشور در اختيار بانك‌هاي دولتي و بانك پارسيان است كه مديريت آن نيز دولتي به شمار مي‌رود، و نيز مديران ارشد بانك‌هاي دولتي و بانك پارسيان در دولت نهم منصوب شده و از نيروهاي معتمد اين دولت هستند، آيا ارقام نجومي اعتبارات بدون اطلاع و تصميم مقامات ارشد دولت، در اختيار مافياي مسكن قرار گرفته، قادر است يا آن‌كه بانك‌ها به صورت طبيعي و بدون دستور مقامات ارشد دولت، به پرداخت چنين حجم از نقدينگي به تعدادي از افراد نيستند و در صورتي كه بانك‌هاي دولتي خودسرانه اين تخلف را مرتكب شده‌اند، چرا مديران آن بركنار نشده و با بررسي‌هاي دو سال اخير وزارت اطلاعات، مجرمان معرفي و دستگير نشده‌اند؟اما اگر همه اقدامات انجام‌شده به سود مافياهاي اقتصادي با اطلاع و دستور برخي مسئولان دولت باشد، سخنان اخير رئيس‌جمهور چه معنايي دارد و قرار است پول‌هاي هنگفت به دست آمده در كجا هزينه شود؟ اينجاست كه تنها يك توصيه و مسئله باقي مي‌ماند:

 پيدا كنيد پرتقال‌فروش را!

 

منبع : تابناک - ۲۹ فروردین

 


+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

 مرغ همسایه ؟

به نوشته قبلی وبلاگ یا ( نامه آقای احمدی نژاد به دیه گو مارادونا و پاسخ طنز ساختگی خبرگزاری های داخلی به ایشان )مجدداً مراجعه کنید .

آیا آقای مارادونا ( با آن چهره منفی شناخته شده ) هنگام مراجعه به سفارت ایران و اهدای پیراهن ورزشی بدنبال مطرح کردن خودش و مجددا چهره خبری شدن نیست ؟ و آیا اینکه رئیس جمهور کشوری با پشتوانه های قوی مردمی و پیشینه تاریخی و فرهنگی و حجم بسیار بالای کارها و وظایف محوله برای نامه نگاری به چنین فردی وقت می گذارد اقدامی منطقی است یا نه ؟

به زمانی حدود یکسال قبل بر گردیم . در اعتراض به عدم تصویب قانونی که سالها وعده تصویب اش به معلمان داده شده بود ؛ این شریف ترین افراد جامعه ناگزیر به اعتراض و حضور در مقابل خانه خودشان شدند و فریاد عدالت سر دادند . اینکه چه پاسخ شنیدند و چه دیدند و ..... را همه می دانیم . روز سیاه 23 اسفند هم از حافظه تاریخی معلمان پاک نخواهد شد . ده روزی پس از آن ماجرا هنگامی که معلمان معترض در سلول های انفرادی بازداشت بودند سربازان متجاوز انگلیسی به آبهای خلیج فارس تجاوز کردند . دستگیری ایشان توسط فرزندان رشید این آب وخاک و همچنین پذیرائی محترمانه از ایشان و ارائه خدمات رفاهی و ورزشی و تفریحی را نیز در تصاویر تلویزیونی دیده ایم . مراسم بدرقه و بسته های سوغاتی اهدائی به ایشان که با حضور رئیس محترم جمهور انجام شد را نیز در یاد داریم .

حال این سئوال در ذهن متبادر می شود که چطور رئیس محترم جمهوری که ما به امید بهتر شدن اوضاع فرهنگ و فرهنگیان به ایشان رای دادیم چگونه برای همه مادرند و برای همکاران شان  ...........    . ( که ایشان نیز خود را معلم می دانند ) آیا معلمان این مرز و بوم شایستگی و لیاقت این را نداشته و ندارند که رئیس جمهورشان ساعتی با ایشان به گفتگو می نشست و یا پاسخ نامه ای از نامه های بی شمار ایشان را می داد ؟ آیا خاطره روزنامه ها و رسانه های ارتباط جمعی در یاد دارند که رئیس جمهور نمایندگان کانون های صنفی معلمان را به حضور پذیرفته و با ایشان به گفتمان نشسته باشد ؟

این مطالب را از سر استیصال و نا امیدی نمی نویسم . بلکه از الان در انتظار روزهای شیرین هفته دوم اردیبهشت و شنیدن جملات و کلمات باور نکردنی مسئولان خطاب به معلمان هستم . فقط در این فکرم که :

دم خروس یا قسم حضرت عباس ؟؟؟

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

به گزارش وب سایت رسمی ریاست جمهوری،  اندکی پس از آنکه اعلام شد دیگه گو مارادونا، فوتبالیست سابق تیم ملی آرژانتین پیراهن خود را به آقای احمدی نژاد هدیه داده، رئیس جمهور ایران در نخستین روزهای سال جدید، در نامه ای رسمی خطاب به مارادنا نوشت:

جناب آقاي ديه‌گو آرماندو مارادونا
سلام عليكم

از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حق‌طلب و انقلابي ايران و اينجانب صميمانه تشكر مي‌كنم.

آمريكاي لاتين سرزمين ملت‌هاي پاك، خون‌گرم، صميمي و مظلوم است كه تازيانه چند صدساله استكبار، زخم‌هاي عميقي بر پيكر او نشانده است. ما از فشارهاي سنگين سياسي كه امروز به دولت و ملت آرژانتين براي دست كشيدن از حقوق قانوني و عزت و استقلال خود و مواجه قرار دادن دولت آرژانتين با ديگر دولت‌هاي مستقل، آزاد و انقلابي وارد مي‌شود به خوبي اطلاع‌ داريم و مطمئن هستيم كه ملت خوب و دولتمردان و سياستمداران انقلابي آن ديار همراه با ساير ملت‌هاي صميمي آمريكاي لاتين با وحدت و هوشمندي به مقاومت شكوهمند خود ادامه مي‌دهند و بدخواهان را ناكام خواهند گذاشت. ما همواره در كنار شما هستيم و ايمان داريم كه آينده از آن ملتهاست.

ما مي‌دانيم كه قهرماني جوانان آن ديار در عرصه‌هاي ورزشي به ويژه فوتبال نشانه استعداد ژرف و ارزشمند آن ملت‌ها و فرياد عليه عقب‌ماندگي‌هاي ناشي از سلطه استعمار است. ملت ايران همواره حركت آزادي‌خواهانه و رهايي‌بخش ملت‌هاي آمريكاي لاتين عليه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمايت نموده است. ما از اينكه شاهد اوج‌گيري روزافزون فضاي بيداري، عدالت‌خواهي و استقلال‌طلبي در آن منطقه مهم از جهان هستيم خداي بزرگ را سپاسگزاريم.

يك بار ديگر از خداي متعال براي جناب‌عالي كه فرد پرآوازه‌اي هستيد توفيق خدمت به ملت بزرگ آرژانتين، و براي ملت‌هاي آمريكاي لاتين به ويژه آرژانتين، پيروزي، پيشرفت و موفقيت مسألت دارم.
                                                                                                   
                                        محمود احمدي‌نژاد      

به گزارش خبرنگار عصر ایران از آرژانتین، ساعاتی پیش، نامه ای از طرف مارادونا خطاب به احمدی نژاد به سفیر ایران در آرژانتین داده شد که برای اولین بار منتشر می شود:

جناب آقا احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران علیک سلام

نامه باحال شما در کمالات بهت و ناباوری من و ننه مارینا، واصل شد.

راستش اصلا باوراتمون نمی شد که واسه یه پیرهن رنگ و رو رفته ناقابل، رئیس جمهور یک مملکتی واسه ما همچی نامه ای بنویسه. خدا به سر شاهده وقتی همون اول های نامه تون دیدیم شمایی که رئیس جمهور یک مملکتی می باشین خطاب به ما نوشتین که «از ابراز لطف آن جناب نسبت به ملت حق‌طلب و انقلابي ايران و اينجانب صميمانه تشكر مي‌كنم.» اینقده ذوق زدیم که نگو. خدایی از پونزده گرم ماریجوانای توپ کلمبیایی هم بیشتر حال داد!

ننه مون هم باورش نمیشد. اولش هی می گفت "ای دیه گوی ذلیل مرده باز چت زدی، اوهام ورت داشته؟! آخه دوازده ساله کدوم آدم درست و حسابی واسه تو نامه نوشته که حالا رئیس جمهور یه مملکتی بنویسه؟" ولی بعدنش که خود نامه با مهر و امضای شما و دفترتون رو دید باورش شد.


خدا الهی خیرتون بده آقا. این ننه ما از وقتی که ما رو واسه دوپینگ از تیم بیرون انداختن و بعدش ما یه نمه پای دود و دم نشستیم و علی الخصوص اون زمونی که تو ایتالیا اون پارتی کوکائینمون لو رفت و بعد کم کم هیشکی محل به ما نمی ذاشت، یه روز نبود که نشینه یه گوشه و گریه نکنه و ما و رفیقامونو نفرین نکنه.

ولی وقتی که دیگه ایمون آورد که خودِ خود شما واسه ما همچین نامه ای نوشتین تا دو ساعت می خندید و ورجه وورجه می کرد. دل پیرزن رو شاد کردین آقا، دمتون گرم.


آقا البته از خدا که پنهون نیست، از شمام پنهون نباشه، ما که غیر از پاس و شوت و هند و تمارض و سوت و دارو و چت و الکل و کوکائین و دستبند و این حرفا چیز دیگه ای حالیمون نیست و از اون چیز میزای قلمبه ای مثل حق طلبی و استکبار و انقلاب و حقوق قانونی و عزت و استقلال که شما تو نامه تون نوشتین سردرنمییاریم ولی اگه بدونین نامه بلندبالاتون با اون حرفای کلاس بالا چه حالی داد؟! مخصوصا همچین دماغ این خوزه سوخت که نگو و نپرس.

این خوزه شوهر آبجی کوچیکمونه که مالی از کار درنیومد و به جای اینکه بزنه تو خط کوکائین و ماریجوانا و شامپاین و وینچستر و این چیزای نون و آب دار، رفت دانشگاه آق معلم شد و ای... یه جورایی خودشو واسه ما می گرفت.
 
وقتی هم شنید که رئیس جمهور یه ممکلتی به ما نامه نوشته و "آن جناب" و "جنابعالی" خطابمون کرده، بند کرد که غیر ممکنه. هی می گفت من حقوق بین الملل خوندم و این عبارات تو عرف دیپلوماتیکی یک معناهای کت و کلفتی داره و هیچ رئیس جمهوری نمیاد به یه فوتبالیست الکلی معتاد موادفروش از این حرفا بنویسه.
 
 هر چی هم ننه مون و بر و بچه ها می گفتن که «خوزه خر خون! خب دیه گوهم بهش پیرهنش رو داده بوده و طرف مرام داشته، ورداشته حال داده بهش» هی پوزخند می زد و می گفت شماها نمی فهمین عرف دیپلوماتیک چیه و غیر ممکنه که نماینده رسمی یه کشوری همچین کاری بکنه، اونم واسه یه پیرهنی که دیگه هیچ آبرویی واسش نمونده.


علی الخصوص وقتی بهش گفتن رئیس جمهور مملکت «ایران» یه همچی نامه ای واسه ما نوشته، یه عالمه خندید و گفت غیر ممکنه که رئیس جمهور یه کشوری که توش کشیدن ماریجوانا و عرق خوری ممنوعه و حتی جوونای خودشون رو واسه آستین کوتاه و چندلاخ مو دستگیر می کنن، ورداره واسه این دیه گوی دودیِ دائم الخمر همچی چیزی بنویسه!

 دیگه از کوره داشتیم درمی رفتیم و نزدیک بود باز شیشه آب شنگولی رو تو ملاجش بشکونیم که ننه مارینامون رفت نامه شما رو از لای کتاب دعای اسرار فیلیپیش آورد و داد دست خوزه. کاش بودین و میدیدن قیافه خیط و پیت این بچه خر خون فامیل مارو. چشاش از کاسه زده بود بیرون. هی می خوند و هی می گفت غیر ممکنه! هی می خوند و می گفت غیر ممکنه!

ولی مگه از رو رفت این بچه پررو؟ آخر ورداشته می گه این نامه اشتباهی واسه دیه گو اومده. بعدش هم که من گفتم «خیلی هم خوب اومده بذار در چاله رو»؛ بچه پررو گفت: «اگه راست می گین یکی تون بگه معنی این جمله چیه؟ "ملت ايران همواره حركت آزادي‌خواهانه و رهايي‌بخش ملت‌هاي آمريكاي لاتين عليه استبداد و نظام سلطه را ارج نهاده و از آن حمايت نموده است. ما از اينكه شاهد اوج‌گيري روزافزون فضاي بيداري، عدالت‌خواهي و استقلال‌طلبي در آن منطقه مهم از جهان هستيم خداي بزرگ را سپاسگزاريم."»

ننه مارینا گفت منظورش اینه دیه گو آخرش رفیقای بدشو ول می کنه. آبجی کاترینا گفت یعنی آرژانتین خیلی فوتبالش بهتر از آلمانه. عمو کارلوس که سه بار هم دوا برده مصر و اون طرفها رو خوب میشناسه گفت معنی اش اینه که عربها آدمهای خوبی ان و اسرائیلی ها بد هستن! پسرعمو کارلوس گفت نه بابا دیه گو رو دعوت کردن بره اونجا مربی تیم فوتبالشون بشه.

زن دائی آرماندو هم زد زیر خنده و گفت این طفلی که نا نداره تا سر کوچه بره دواشو بگیره...
و منم که سرم گرم بود شیشه آب شنگولی رو کوبیدم تو سر خوزه خر خونه! آقا جاتون خالی خیلی حال داد. یعنی خیلی حال دادین. واسه یه پیرهن ناقابل که همه می گفتن اه اه بوی کوکائین می ده، اینقده حال و پسته و زعفرون و گز دادین. قربون مرامتون آقا که مثل این آدمای ندید بدید اهل کلاس گذاشتن و به قول این خوزه، "عرف دیپلوماتیک" و این حرفا نیستین. به جان شما نباشه به جان خودم من ایندفعه سفیرتون رو ببینم شلوارم رو هم تقدیم می کنم.

                                فدای مرام داش احمدینو
                              دیه گو، عالیجنابِ بعد از این

         منبع : http://www.asriran.com/view.php?id=39316 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

                                         عيدي عجيب دولت به فرهنگيان!

بنا بر شيوه‌نامه بودجه 87، وزارت آموزش‌وپرورش موظف است نزيک به نيمي از معلمان حق‌التدريس تهران را اخراج يا حقوق آنان را نصف كند و يا اقدامي بينابين درباره آنان انجام دهد.به گزارش خبرنگار «تابناك»، بر پايه اين شيوه‌نامه، سازمان‌هاي آموزش و پرورش استان‌ها موظفند در چهارچوب اعتبارات ابلاغي با استفاده بهينه از نيروي انساني رسمي و پيماني خود، به گونه‌اي مديريت کنند كه عملكرد ريالي حق‌التدريس در سال تحصيلي 1388 - 1387 در شهر تهران حداقل به ميزان 45 درصد و در كلان شهرها حداقل به ميزان 25 درصد نسبت به سال تحصيلي 1387 - 1386 كاهش يابد؛ به گونه‌اي كه سقف ريالي حق‌التدريس در كل كشور، به صورت ميانگين حداقل به ميزان 15 درصد نسبت به سال تحصيلي 1387 - 1386 كاهش يابد.

همچنين در اجراي ماده 32 قانون مديريت خدمات كشوري، تغيير وضعيت افراد حق‌التدريس به قرارداد كار معين ممنوع است.اين در حالي است كه سازمان آموزش‌وپرورش تهران در سال گذشته، 3865 نفر از پرسنل خود را بازنشسته كرده و در عوض تنها تعداد 396 نفر را به استخدام رسمي خود درآورده است. از اين تعداد، 235 نفر معلم حق‌التدريسي، 73 نفر مربي پرورشي و 88 نفر دبير فني بوده‌اند. بنابراين آموزش‌وپرورش استان تهران مجبور است علاوه بر به‌كارگيري معلمان حق‌التدريسي خود براي سال تحصيلي جديد، خلأ ايجادشده از بازنشستگي تعداد قابل توجه پرسنل خود را با به‌كارگيري معلمان حق‌التدريسي پر كند كه در اين صورت با كاهش بودجه حق‌التدريسي‌ها به ميزان 45 درصد، مجبور خواهد شد يا از حقوق ناچيز حق‌التدريسي‌ها بكاهد كه حقوق آنها به نصف خواهد رسيد و يا تعداد معلمان حق‌التدريسي را کاهش دهد.

اگر آموزش‌وپرورش تهران بخواهد تعداد حق‌التدريسي‌ها را كاهش دهد، مجبور به «استفاده بهينه از نيروهاي انساني رسمي و پيماني» با استفاده بيشتر از معلمان رسمي و پيماني خود است كه در مصوبه دولت نهم هم به آن اشاره شده که در اين صورت، اين فرهنگيان بار مضاعفي را به دوش خواهند كشيد كه اثرات منفي آن نيز بر دانش‌آموزان تحميل خواهد شد.

به هر روي، از آنجا كه آموزش‌وپرورش براي به‌كارگيري معلمان اضافه بر ساعات موظفي، موظف است حق‌الزحمه آنها را در قالب اضافه‌كار پرداخت كند، هزينه حقوق براي آموزش‌وپرورش با زماني كه معلمان حق‌التدريس را به كار مي‌گيرد، تفاوت چنداني نخواهد داشت و آنچه تفاوت خواهد كرد، بيكار شدن تعداد قابل توجهي از حق‌التدريسي‌ها و نيز بار دوچندان تدريس بر دوش معلمان رسمي و پيماني است، مگر آن‌كه آموزش‌وپرورش بخواهد از پرداخت اضافه‌كار اين فرهنگيان خودداري كند .

منبع : http://www.tabnak.ir/pages/?cid=8684

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 

 گوشت آبگوشت شب عید فرهنگیان نرسید

ارائه بن های کالا به فرهنگیان به مناسبت عید نوروز اقدام مثبتی بود که البته نیمه کاره ماند! در برخی مناطق هنوز برخی اقلام این بن ها ارائه نشده است و فرهنگیان منتظر اقدام فوری مسئولین هستند.در حالیکه ارائه بن های کالا به فرهنگیان به مناسبت عید نوروز اقدام مثبتی جهت کمک به آنها بود اما با پایان عید نوروز هنوز برخی اقلام این بن ها پرداخت نشده است.

به گزارش «فردا»، پرداخت برخی اقلام بن های نوروزی معلمان هنوز انجام نشده است و فرهنگیان منتظر اقدام فوری مسئولین هستند.گفتنی است برای ارائه این بن ها مبلغ 16 هزار تومان از فرهنگیان دریافت می شد. بنابراین گزارش در ازای این بن ها، تاکنون دو کیلو نخود، دو کیلو عدس، 5 کیلو روغن، سه کیلو شکر به فرهنگیان پرداخت شده است.این در حالی است که معلمان همچنان منتظر دریافت مرغ و گوشت این سهمیه خود می باشند. گفته می شود در برخی استان ها معلمان به علت مقرون به صرفه نبودن این بن ها از دریافت آن خودداری کرده بودند .

               منبع : http://www.fardanews.com/show/?id=49368


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت   توسط پیمان شاهرخی  | 
 

تازه‌ترين گزارش بنياد آماري يونسكو(UIS) درباره‌ي سرمايه‌گذاري كشورها در آموزش و پرورش نشان مي‌دهد كه جمهوري اسلامي ايران پس از كشورهاي آفريقايي كم‌ترين سرمايه‌گذاري را در اين زمينه داشته است. بر پايه‌ي اين گزارش دولت‌هاي حوزه‌ي جنوب صحراي آفريقا، كه شامل 45 كشور از جمله بوركينافاسو، كونگو، كامرون، چاد، ساحل عاج، آنگولا، غنا، ناميبيا، موزامبيك، اوگاندا و سنگال است، روي هم كم‌تر از فقط يكي از كشورهايي چون فرانسه، آلمان، انگلستان يا ايتاليا در آموزش و پرورش هزينه مي‌كنند.

اين چهل و پنج كشور آفريقايي با اين كه 15 درصد جمعيت دانش‌آموزان جهان را دارند، فقط 4/2 درصد منابع جهاني آموزش عمومي را در اختيار دارند.